طالوت ◕‿◕

وبلاگ ورزش‌دوستان و ورزشکاران جسم_روح_ذهن

طالوت ◕‿◕

وبلاگ ورزش‌دوستان و ورزشکاران جسم_روح_ذهن

طالوت  ◕‿◕

سلام به همه
............................
- مطالب این وبلاگ با هدف گسترش ورزش و تحرّک و نشاط واقعی و پایدار و رفتار صحیح در زندگی انتشار می یابد.
- از پیشنهادهای شما استقبال می‌کنیم.
- شاد و سالم و امیدوار باشید...
............................
وضعیت وبلاگ: نیمه فعال

آخرین نظرات
  • ۳ آبان ۰۰، ۱۷:۲۶ - takarli
    عالی
  • ۳ اسفند ۹۹، ۱۰:۰۱ - نیوشا
    عالی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کشتی» ثبت شده است

آورده اند که در پیش رسول (ص) مردی را می ستودند که او مردی عظیم و با قوّت است.

گفت: چگونه؟

 گفتند: با هرکس که کشتی گیرد او را بیفکند و با همه کس برآید.

رسول گفت: قوی و مردانه آن باشد که بر خشم خویش برآید نه آنکه کسی را بیفکند.1

هنر آن نیست که از مصر به بغداد روی                  بر سر نفس نشستن2 هنر مردان است


1. «محمد غزالی، نصیحة الملوک» (به نقل از کتاب: عالم دیگر بباید ساخت وز نو آدمی، مسعود لعلی)

2. کنایه از غلبه بر نفس است.


طالوت

غلام رضا میدانست که نبی، یک سروگردن از او بالاتر است. با این حال میخواست با او کشتی بگیرد. اگر این یکی را هم به زمین می زد قهرمان محل میشد. اما نبی با بقیه فرق می کرد، قوی هیکل بود، سیبیلی به پهنای دو انگشت پشت لب داشت و همه بچه های محل از او حساب می بردند. چون شرور و اهل دعوا بود. در صورتی که غلامرضا آرام و خجالتی بود. به همه مخصوصا بزرگترها احترام می گذاشت عاشق کشتی بود و به کمک دست و پای بلند و پر زورش، حریفان را زمین میزد.

آن روز بعدازظهر بچه ها دور تا دور زمین خاکی محل ایستادند و منتظر شروع کشتی ماندند. غلامرضا لباس هایش را در اورد فقط یک زیر پیراهن به تن داشت پاچه های شلوارش را رو به بالا تا زد و کمربندش را محکم بست.